X
تبلیغات
ミஜ❤برای من برای تو ، شاید برای هیچ کسミஜ❤

ミஜ❤برای من برای تو ، شاید برای هیچ کسミஜ❤
❤ من مینویسم، مینویسم از دغدغه های خودم، از این حوالی ❤
لینک دوستان
[ دوشنبه 11 شهریور1392 ] [ 15:51 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ دوشنبه 11 شهریور1392 ] [ 15:41 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ شنبه 9 شهریور1392 ] [ 16:8 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ یکشنبه 20 مرداد1392 ] [ 16:26 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ شنبه 19 مرداد1392 ] [ 0:20 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ جمعه 18 مرداد1392 ] [ 20:18 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
امروز برا اولین بار از نزدیک دیدمش !  ابرای دورو میگم !

البته این دفعه شده بود ابرای نزدیک !

بهم قول داد و قسم خورد که دوسم داره تو چشام نگاه کرد و گفت !

چون تو چشام نگاه کرد و قسم خورد حرفشو باور میکنم !

چون آدما نمیتونن تو چشای هم نگاه کنن دروغ بگن !

تو چشام نگاه کرد و گفت حرفات توی قلبم میمونه !

من بهش اطمینان پیدا کردم!

خوش اومدی به زندگیم!

باورم نمیشه آرزوم براورده شده :)))))


[ شنبه 12 مرداد1392 ] [ 23:58 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
دوباره آهنگ زانیار رو گذاشتم رو وبلاگم !

خوش اومدی زانیارم ! 

میدونی چیه زانیاره مامان؟ برگرد بیا به وبلاگ و برای مامان بخون تا مامان هم امیدوار باشه !

بهش بگو که امیدوار باشه ! زانیار اگه تو امروز نبودی من چطوری آروم یجا کز میکردم؟

بدون صدای  تو چطوری چهره معصوم اونو  تو ذهنم تجسم میکردم و آروم لبخند میزدم و اشک میریختم تو خیال خودم میگفتم هیچ اتفاقی نیوفتاده ؟! 

بدون تو چطوری محو رویاهام میشدم و رویاهامو دونه دونه میشمردم و خودمو توشون تصور میکردم و باز دوباره امیدوار میشدم ؟!


خوش اومدی دوباره به وبلاگ محقر مامان !



[ پنجشنبه 6 تیر1392 ] [ 23:58 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
دل بکن ! فراموش کن ! امیدوار باش ! نشد که نشد فدای سرت ! لیاقتت رو نداشت ! بیخیال اینقدر بچه بازی در نیار ! مگه بچه ای ؟عشق مال بچه هاس!!!!!  قسمت نبود ! خدا خیلی دوستت داشت که نشد ! و غیره

جملاتی که سالیان ساله دارم میشنوم !

شنیدن این حرف ها دیگه برام طبیعی شده ! 

وقتی میشنوم خندم میگیره.... میخندم از ته دلم ! 


امیدم رو شاید نسبت به زندگی از دست دادم ! اما امیدم رو نسبت به یک چیز هیچ وقت از دست نمیدم

اونم خداست !

خدایا قطعا زمانی که من با تو هستم ، زمانی که من به تو فکر میکنم ، زمانیکه تو به من نگاه میکنی و لبخند میزنی من در اوج خوشبختی ام !

خدایا قطعا زمانی که من به آسمون آبی پر از ابرت با چشای خیس نگاه میکنم و میدونم تو منو میبینی من در اوج خوشبختی ام !

خدایا تا وقتی مطمئنم که تو هستی ، حتی زمانی که ناراحتم حتی زمانی که خوشحالم ، حتی وقتی مریضم یا وقتی سالمم ، وقتی میدَوم یا وقتی میرقصم یا حتی زمانیکه مث امروز زانو هامو تو بغلم گرفتمو حرف نمیزنمو آرومم ،    من در اوج خوشبختی ام !


خدایا تا وقتی من با تو ام  در اوج خوشبختی ام !!!!!!


[ پنجشنبه 6 تیر1392 ] [ 23:49 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
خورشــــیـــــــد و نـــــــورو

اَبـــرای دورُ

اَبـــــــرای دورُ

اَبـــــــــــرای دورُ

اَبـــــــــــــــــرای دورُ

اَبــــــــــــــــــــــــــرای دورُ

اَبــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای دورُ

اَبـــــــــــــــــــــــــرای نزدیـــــــکــو

اَبــــــــــــــــــــرای نزدیــــــکــو

اَبــــــــــرای نزدیـــــکـــو

اَبــــــرای نزدیــــکــو

اَبـــرای نـزدیـکـــو

اَبرای نزدیکـو


این آهنگ سیروان فوق العادست !

من که عاشقشم ......خصوصا اونجاش که از ابر ها صحبت میکنه !

!




[ چهارشنبه 5 تیر1392 ] [ 22:26 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
یه دختر شیرین و شاد !   امروز این عکسو بهم داد !

دمش گرم ....گذاشتمش تو کیف پولم مث گذشته های رویایی دوووووووووور :) :)




[ چهارشنبه 5 تیر1392 ] [ 22:14 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
[ چهارشنبه 5 تیر1392 ] [ 18:36 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
جانب جدیدا قصد دارم مدرن و آرتیستیک به نظر بیایم :
عینک جان لنونی بزنم !
یه تیشرت بپوشم که عکس ژیان زرد رنگ داشته باشد!
نصف موهایم را ماشین کرده و مابقی را صورتی کنم!
از مکتب قومبولیسم پینک فلوید صحبت کرده و در حرفهایم مکررا از بیتلز و پینک فلوید استفاده نمایم !
الکترواسموک بگیرم و اظهار کنم چندوقتی است که اینجانب در ترک به سر میبرم !
به هیچ عنوان موزیک ایرانی گوش ندهم.
حرفهای کاملا قُلُمبه و سُلُمبه زده و به خود ببالم : قضیه ی یارو راننده هه که پول زن چادریه رو با انبردست داده بوده !!!!

و اینست که عمادک پایین خیابان زاده میرود و مارا با این همه دغدغه و فحش هایم به جانش ، تنها میگذارد! و من میمانم و پوچی !

پری سآ
[ دوشنبه 3 تیر1392 ] [ 14:44 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
خیلی غمگینم خیــــــــــــــــــــلی !!!!!

زانیار تو آهنگ جدیدش میگه امید دارم هنوز.......

اما من چی ؟؟؟! من کاملا امیدم رو از دست دادم !

نمیدونم دیگه از چی میترسم؟! وقتی خیلی وقته روزای خوب تموم شدن !

آرزو دارم چشمامو رو هم بذارمو  ...      

                                                   دیگه باز نکنم !!!!!!!!!

افسوس زندگی با من یار نبود ....زندگی فقط بار بود رو شونم !


قلم : پری سا 


[ سه شنبه 21 خرداد1392 ] [ 17:49 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
تمام ترسم برای ازدواج اینه که :

 

بعد از ازدواج اون طور که باید و شاید نتونم فحش بدم !!!!

 

 

پریسا

[ یکشنبه 19 خرداد1392 ] [ 21:48 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
 
چقدر دلم تنگ شده برای روز هایی که بودی !!!
برای شوق و ذوق هایی که داشتم ...روزی که قرار بود ببینمت کودک درونم از خوشحالی همه جارو بهم میریخت اما همیشه تو راه برگشت به خونه میفهمیدم چقدر خسته و پشیمونم از کارایی که کردم !!!
دلم تنگ شده واسه بی هوا خندیدن تو خیابون وقتی یاد حرفات میوفتادمو یهویی ذوق میکردم !!!
دلم تنگ شده واسه روزهایی که با اعتماد به نفس کامل تو خیابون قدم میزدم و هرکسی که سمتم میومد و میخواست حرف ، نوشته ، حتی نگاه مشکوکی کنه ، تو دلم میگفتم برو گورتو گم کن، هرکسی هم که باشی هر چقدر هم که زیبا باشی به پای عشق جانِ من که نمیرسی !!!
 
نمیدونم چند وقته دیگه بدون اینکه شبا موقع خواب بهت فکر کنم میخوابم ؟!!
نمیدونم چند وقته دیگه هیچ مردی به چشمم نیومده !!
نمیدونم چند وقته که با شور و شوق یه کار بچگونه نکردم !
نمیدونم چند وقته که امیدم رو از دست دادم !!!
نمیدونم ؟!! نمیدونم !! نمیدونم ..... واقعا نمیدونم !!!
 
دلم میخواد بیام و همه سوالامو ازت بپرسم سوالایی که مدتیه فکرمو مشغول کرده !!
بگو ببینم خوبی اصن ؟؟ اوضاع رو به راهه ؟ همچی میزونه ؟ !!
من که رفتم، دیگه همچی شد همون چیزی که میخواستی؟؟!!
 
میدونم دیگه کسی مزاحم کارت نمیشه !! میدونم دیگه مجبور نیستی اس ام اس تکراری هر روز من رو با مضمون" سلام چطوری عزیزم دلم برات تنگ شده" ، رو ببینی و جواب بدی یا ندی !!
خب خداروشکر منم دلم میخواد تو خوشحال باشی !!!
حالا مهم نیس که چی به سر من اومد و میاد !!
 
 
{ پری }
 
 
 
تقدیم به مخاطب خاص
[ سه شنبه 18 مهر1391 ] [ 22:18 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
این ترم دانشگاه خیلی عذاب آور شده ، اصن حسش نیس !!
نمیخوام الکی غُر غُر کنم ... ولی همه چی سخت شده :|
خسته شدم از ریخت کذایی دانشگاه و حیو..*بووووق سانسور* ... های توش (البته به جز دوستام )

آخه چرا دوباره؟؟!!
چرا باید هر سختی رو دوبار تحمل کنم؟!! چرا باید دوباره باهاش مواجه بشم؟؟!؟!!
فکر کردم " تو" غول مرحله آخر زندگیمی و حالا که ترکم کردی   دیگه هیچوقت نمیبینمت و  این ندیدن باعث شد فراموشت کنم !!! چرا دوباره داری به یادم میاری؟؟!!!
بی توجهیتو ؟ بی احساسیتو ؟

*امروز قبل از اینکه ببینمت ازت یه دیو بدِ نامرد ساخته بودم !! اما دوباره که دیدمت اصن باورم نمیشد اون آدم بده تویی !!! تمام ناراحتی هام کار تو بوده !! آخه بهت نمیاد اصن به وجود مهربونت نمیاد* !امروز موقع دیدنت همین آهنگی که الان رو وبلاگم گذاشتم(زانیار) تو گوشم بود و یادم میومد چقدر  اون روزا بخاطرت غصه خوردم !!و با این آهنگ اشک ریختم !
منو بگو چقدر ساده ام که هنوز باورم نمیشه تو همونی !!

با دیدن دوبارت خیلی وقته که کنار اومدم ، اما ایندفعه با خودم کنار نمیام ! هیچ جوره نمیشه به خودم به قبولونم که بگیر بشین ببین بشنو ....عصبانیتت روهم قورت بده....نمیشه بخدا نمیشه
وزنه های سنگینی که میزنم فقط بدنم روقوی نکرده خیلی وقته قلب و روحمم پرورش دادم !!!
کل حرصمو رو موقع زدن وزنه های سنگین خالی کردم!!
میخوای بدونی تو این سال تازه چی به دست آوردم ؟ تویی که دوست داشتمو تنهام گذاشتی و مرد دیگه ای که دوسم داشت و من تنهاش گذاشتم !!!!
امید وارم دلیل تو هم مثل دلیل من منطقی باشه : چون من به اون مرد گفتم : برو نمیتونم و نمیخوام چون کس دیگه ای رو دوست دارم ! کاش تو هم منو با یه دلیل متقاعد میکردی که چرا تنهام میذاری !!!!

*البته من خودم خودم رو متقاعد کردم چون همیشه توذهنم بحثش که میشه میگم تو همجنس گرا بودی :)) هم خندم میگیره هم دلم خنک میشه*!!

حالا که خیلی وقته گذشته و برای تو و من دیگه مهم نیست که چی بینمون گذشت !

خصوصا من که دیگه برام مهم نیست که چند وقت به پنجره اتاق محل کارت خیره شدم تا بلکه ببینمت!دیگه مهم نیست که هیچ وقت شنبه ای که قرار بود بیاد وتو به من خبر بدی که ببینمت نیومد ....مهم نیست که چه کارهایی برای جلب توجهت کردم و تو توجه نکردی...
برای تو هم مهم نیست که چیکار کردی واسه من !( که البته هیچکاری نکردی )

اما ....... قول بده تو زندگی دیگه تو دنیای بعدی که زندگی میکنیم باهام مهربون باشی عزیزم !
این نوشته برای جلب محبتت نیست فقط حرفهایی بود که رو به روت نمیتونم بهت بگم...امیدوارم بخونی !!
حداقل وجدان خودمم راحته چون فک میکنم تو خوندی !!!


پری سآ

[ شنبه 8 مهر1391 ] [ 21:48 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
 دخترک موقع رد شدن از عرض خیابون با یک ماشین تصادف کرد !!! اصلا حواسش نبود !!
بعضی از قسمت های بدنش درد میکرد !!
راننده پیاده شد و خیلی ترسیده بود ، اومد و گفت دخترم میتونی بلند شی؟؟!!!
دخترک آروم و بدون صدا گریه میکرد ، گفت نمیدونم !! کم کم سعی کرد بلند بشه ...نه.. کاریش نشده بود فقط سرش به شیشه اصابت کرده بود و پاش درد میکرد...راننده از اشکهای آروم دختر ترسید و درخوست کرد تا اون رو به نزدیکترین بیمارستان اطراف ببره!!
دختر گفت حالم خوبه !! من قوی تر ازین حرفام...
اما رانندهشمارشو داد و گفت اگه حالت بد شد تماس بگیر !
پیرزنی که از دور ماجرا رو دید اومد سمت دخترک و گفت :خوبی دختر جان؟ مگه عاشقی؟؟ حواست کجا بود؟ !!؟؟پات چی شد؟ نشکسته ؟ سرت چی ؟ یادت میاد کجا داشتی میرفتی ؟؟ فردا باید مادر بشی،یک زن قوی که گریه نمیکنه!!!!!!
دختر گریه کنان لبخند زد... و در حالی که لنگ میزد به راهش ادامه داد
اما قبلش برگشت و گفت :
آره عاشقم مادر جان ، میخوای بدونی دردم اومده یا نه؟؟؟ این درد یک ابسیلون درصد دردی نیست که الان تو قلبم دارم تحمل میکنم ، پام نشکسته ، اما قلبم بدجور شکسته! آره همــه چی هم یادمه که ای کاش نبود !!! داره میسوزونه دنیامو همین حافظه ی قوی !!!
بیچاره پیرزن که مات مبهوت اونو می دید !!
اما پبرزن نپرسید چرا گریه میکنی؟ تا در دخترک در جوابش بگه : بهانم جووور شد برای گریه کردن! همیـــــن !


قصه ی این عشق دروغ منو به انتها رســــوند !!!!
" پ ر ی س آ "
[ شنبه 8 مهر1391 ] [ 21:6 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]

 

آخ که وقتی بهم گفتی مواظب باشم که نیوفتم ، دلم میخواست با کلام  خودم بگم خوب تو هم مراقبت رو از خودت داشته باش مگه نمیدونی جونم بسته شده به جونت ! میدونی چقدر بهت علاقه مند شدم پسر !؟!

 اما الان یه بغض گنده دارم !! دلم میخواد امشب رو تا صبح گریه کنم! چقدر ناتوانم در اِثبات کردن احساس و علاقم ! من یه دختر بچه نیستم ! از احساسم مطمئنم....من واقعا دوست دارم !

کاش بچه های کلاس الان اینجا بودن تا نذارن من تو خودم برم هی یادآوری کنن که ما دلمون میخواد تورو شاد ببینیم و تو همون شیطنت همیشگیت رو داشته باشی !!! منم در حالی که همه چیزو پنهان میکنم بخندم بگم خیلی خب ! و از میله های کنار پله سُر بخورم و بخندم تا فک کنن مشکلی نیست !

خدایا کمکم کن ! همیشه اینکار به عهده تو بوده !!! من دق میکنم !

قلم : پری سآ  جمعه 1 اردیبهشت 91 ساعت 22:20

 

[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 22:53 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]

 

آقا مواظب باش !

 

این جمله ای بود که  وقتی داشت از عرض خیابون رد می شد تو دلم بهش گفتم!( نگرانتم که میگم !)

 

[ شنبه 13 اسفند1390 ] [ 1:8 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]

 چه احساس عجیبیه !

وقتی یکی هست که با دیدنش قلبت دقیقا مثل گذشته ها، سریع تر شروع میکنه به تپیدن ! وقتی سعی میکنی به خودت تلقین کنی که هنوز همچی مثل قدیماست و هیچ تغییری رخ نداده !

وقتی فکر بهش ، تمام وجودتو فرا میگیره دلت میخواد بلند بگی میشه مال من باشی؟ میشه تا دیر نشده زودتر بفهمی و بیای!

اما وقتی آدمهای  روبه روی من، راجب احساسم به تو قضاوت درستی ندارند و میتونن خیلی راحت حرف های نادرستی رو پشت سر هم تکرار کنند ، ترجیح میدم بدون تو ادامه بدم... ، چشمام پراز اشک میشه و از ناراحتی دستم رو مشت میکنم و دندونام رو به هم فشار میدم  تا نکنه چیزی بگم که به ضرر من یا تو تموم بشه ! نمیخوام رسوا بشم یا اینکه تو بفهمی !

ترجیح میدم خیالت منو دیوونه کنه ، ترجیح میدم ازین به بعد هر وقت از دور میبینمت قلبم تند تند بزنه ، ترجیح میدم وقتی اونا رو دوروبرت میبینم ،صورتم رو برگردونم و نادیده بگیرم و به راهم ادامه بدم !

ترجیح میدم دقیق نشم تا ایراد هاتو ببینم و منصرف بشم ! پس جلوم ظاهر نشو و اصلا به من نگاه نکن !

کاش در کلاس به جای رسم منحنی نوسانات عرضه و تقاضای کینز در برگه های سفید منحنی نوسان احساسات من رو رسم میکردن !!!!!!!!!!!!!!!!

قلم :خودم

 

منحنی نوسانات احساس من !

 

 

 

 

[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 1:29 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام !!!

وای بچه ها باورتون میشه چند وقت بود به وبلاگم سر نزده بودم !!!

دلم خیلی واستون تنگ شده بود!!!


 

روزمرگـــــی ! این جمله ای بود که او در مقابل حرف های بی سر و ته من گفت !!! بیماری که من به آن مبتلا شده بودم !

به چشمان  معصوم،  زیبا و پر از آرامش خیره شدم و پرسیدم : هــــی تو !!! واگیرم داره ؟!خندید و گفت : خوشبختانه نه ! دوباره پرسیدم : ببینم امیدی هم به بهبود دارم ؟! دوباره خنده ای بلند تر از قبل کرد و گفت بـــــله !!!

گفتم راهش ؟  اون  تنها یک کتاب 600 صفحه ای به من داد !!!!!!!!! و گفت یاد بگیر چطور زندگی کنی !

آخه 600 صفحه کتاب؟!........ !

در دل گفتم : چگونه وقتی که رویایم زندگی واقعی ام را هم در برگرفته !!!

این حرف هایی بود که بین منو او رد و بدل شد !!!

 قلم : خودم

[ شنبه 8 مرداد1390 ] [ 3:16 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]

پشت پنجره هوای تو نشستم ، از پشت پنجره دارم میبینمت که اونجا ایستادی!!!

نمیخوام باور کنم که هیچ کجای دنیا جایی برای منو تو نداشته باشه !!

چه خوبه وقتی حواست پرته، یواشکی بهت خیره بشم !!!

تو راست میگی من عوض شدم ، من ، من نیستم..... اینو خودمم میفهمم ! مطمئنم این دفعه مثل قبل نیست ! نمیتونم دوری تو رو تحمل کنم ، شکست میخورم !!!!

سنگینی دلتنگی فردا رو حس میکنم !! فقط خواهش می کنم چشم هاتو از من نگیر!!!!  

دنیای سردمو نابود کردی لعنتی !!!

فقط بدون منم حس تورو دارم !!! دقیقا مثل تو....!!!

 

 مگا شفیقی روانی (توضیحات در پاورقی) !!

 


پاورقی :

1-  این پست هیچ مظمون غمگینی نداره و من خوشحالم!!!

 ۲-  مگا شفیقی روانی از تیکه های ترکیبی خودمه!! که " شفیقی " به واژه " رفیق شفیق " برمیگرده و واژه "مگا " هم به معنی بزرگ و ابر هست! واژه "روانی" هم که معلومه !!!     پس معنی واقعی کلمه :" گنده عشق منی روانی

 

 

 

**قسمت نظرات در پست پایین** 

[ شنبه 21 خرداد1390 ] [ 23:54 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
از اون روز تا حالا ۳ ماه گذشت ، اون کسی که من عاشق چشاش شدم!!!!

 

به چشات بگو برق نزنن ، آخه نمیگی یه وقت یکی یه هو  عاشق چشات بشه؟

 

چشمای سیاه درشت با مژه های بلند و نگاه معصوم ! خیلی چشمات  قشنگه !

 

 

چه چیزی

در پس مردمک های چشمانت

  پنهان بود

 
که حواس بادبادک دلم را پرت کرد
...

وگرنه محال بود

این طور گیر کند میان دست هایت
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

دوستای عزیز پزیزم ،  من جواب نظرهای این پست رو میدم!!! ممنون از نظراتتون، سوالاتی که پرسیدین رو هم جواب میدم!

[ جمعه 6 خرداد1390 ] [ 13:54 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]

وقتی احساس تنهایی می کنم و کس خاصی نیست که بتونه بهم گوش بده ترجیح میدم تنهایی قدم بزنم ! و سرنوشتمو دنبال کنم تا بلاخره ببینم چی میشه و به کجا میشه رسید !

دقیقا تو همون بعد از ظهر دلنشین بهاری، که فقط به خودم تعلق داره ! تنها به خودم ..!

تو همون کوچه ای که بار ها و بارها ازش گذشتم  و خودم و خودت رو دیدم ! همه چیزهنوز مثل قدیمه و منو به یاد رویاهام میندازه !

توی دفترم عکسی دارم که همه جا همرامه ! محکم به قلبم فشارش می دم و حس میکنم که مثلا اینجایی !

لبخند میزنم.....

چشمانم رو میبندم و توی آسمونم روی این فضایی که توی قلبم خالی مونده پرواز می کنم! سعی میکنم رویاهام رو بار دیگه ای مرور کنم ! اینجا بودی ، اینجا بودم دقیقا همین جا در خیالم !!!.... اما نهایتا در واقعیت اونطوری نشد!!!!

چشمانم را باز میکنم از سکوت وجود خودم کلمات مربوط به تورو جدا میکنم و می سپرم به اشک هایی که نفهمیدم کی ریخته شدند ! آره خیلی وقته که دیگه از میون خنده ها و اشکهای من پاک شده بودی؟ آخه چرا؟

شاید به خاطر مشغله روزمره اس که رویاهامو دارم فراموش میکنم؟! یا شاید سنم که داره از رویایی بودن رفته رفته جدا میشه !

 شایدم گوش دادن به این ترانه که باعث میشه بعضی چیزها رو به خاطر بیارم و همه اون احساسات پاکم رو تصور کنم و برای یک لحظه من رو به دور دستها ببره !

و شایدم تقصیر خودمه که هیچ وقت دنبالت نگشتم و فکر کردم باید رویامو چال کنم زیر انبوهی خاک !

 اما نه..........!!! زندگی میکنم در نبودنت در رویای شیرین تو حتی اگر سالها هم بگذرد و من دیگر جوان نباشم !

کاری رو انجام میدم که قلبم میگه حتی اگر باعث رنجش من بشه !

میگردم.......به دنبال خنده هایت........به دنبال چهره ات.......به دنبال مهربانیت......و وجود خاصت !

 

میدونم یه دونه ای اونم فقط برای نمونه!!!!!!!!!!!!!

                     قلم :خودم

❤❤دوستان عزیزم که مطالب من رو در وبلاگ هاشون درج میکنند،ازشون واقعا ممنونم.

اما لطفا منبع رو ذکر کنید....با تشکر : پریسا پروتئوس❤❤

........قسمت نظرات در پست پایین است!!!  ........

[ شنبه 10 اردیبهشت1390 ] [ 20:24 ] [ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ پپ ]
درباره وبلاگ

همیشــــــه تو زندگیم بلنـــــــد پرواز بودم چـــــیزایی که میخواستم خاص بودن!!!!!
پروتئوس 6/10/69